سياحان سدهٴ سيزدهم، بهشرق، از صحبت دربارهٴ او، يا اخلافش خودداري نكردند؛ كارپيني و سمباط ارمني، در 1248؛ ويليام روبروكي، در1253؛ ماركوپولو، و جوواني مونته كوروينويي.
پس از اين تاريخ، افسانه تغيير عجيبي ميكند. در سدههاي چهاردهم و پانزدهم، هنوز به وجود يوحناي عابد عقيده داشتند ــ بيشتر بدان سبب كه نياز به متحد نيرومندي براي مبارزه با اسلام بيشتر محسوس بود ــ ولي قلمرو او بهطور مرموزي از هند به حبشه انتقال يافته بود. بايد توجه داشت كه در دوران قديم و قرون وسطا، اغلب هند و حبشه را با هم اشتباه ميكردند. نام هند، و هندو خيلي مبهم بود (و هنوز هست)؛ حبشه براي اغلب مردم چيزي جز يك نام نبود (و هنوز هم نيست). بنابراين، پادشاه مسيحي حبشه ــ اتيوپي ــ وارث يوحناي افسانهاي شد. به هر حال، از اواخر سدهٴ دوازدهم تا اواخر سدهٴ پانزدهم، افسانهٴ يوحناي عابد محرك نيرومندي براي كاوشهاي جغرافيايي بود.
جرالد ويلزي1
جرالد اهل بري پسر ويليام كه او را به طعنه سيلوستر (معزز) ميخواندند. مورخ و شرح امكنه نويس ويلزي؛ بزرگترين شرح امكنهنويس عصر خويش، در قلمرو مسيحيت. از سوي مادر از بازماندگان امراي ويلز جنوبي بود. در حدود 1147، در قلعهٴ مانوريير، در پمبروكشاير2 زاده شد، در پاريس تحصيل كرد؛ در 1183، 1185 ـ 1186، به ايرلند رفت؛ سه بار به روم سفر كرد. در حدود 1223، در سنت ديويد درگذشت. آثار مهمش عبارت است از: 1) تاريخ فتح ايرلند3 (1166 ـ 1185)، كه در حدود 1187 بهاتمام رسيد، و عليٰرغم دشمني شديد موٴلف با ايرلنديان داراي ارزش زيادي است؛ 2) توصيف ايرلند،4 كه در 1188، به اتمام رسيده است؛ 3) راهنامهٴ ويلز، مربوط به سفري كه در1188 صورت گرفته است، و حاوي ملاحظاتي دربارهٴ تاريخ طبيعي است؛ بار اول در 1191 تدوين شده، تحرير سومي در 1214 بوده؛ 4) توصيف ويلز،5 در حدود 1194، تحرير دوم در 1215. آثار زير را هم از ميان تأليفات كوچكش بايد ذكر كرد؛ 5) شرح حال خودش6 را تأليف كرده است؛ 6) شرح حال و فهرست مختصر آثارش؛7 7) رسالهاي در باب تربيت شاهزادگان.8